خرید بک لینک
چنین می گذرد که...♡در زمان حاضر ۲۶ مرداده و بنده تا ۴ روز دیگه از بند کنکوری بودن آزاد میشم. سخت نگذشت بهم، آسونم نبود حواشی خیلی داشتیم وقتم برای فرعیات زیاد تلف شد ولی بهم سخت نگذشت که به مرگ راضی بشم.امسالم کتاب تست نگرفتم یعنی نمیدونستم که چی بگیرم بعضی کتابارو میدونستم میگفتن خیلی مشابه کنکور ولی سخته اونا و سنگین! مثلا مهر‌وماه فنون که خودش شاهنامه‌ایهولی سوالای پارسالو میبینم میتونم جواب بدم سخت نیست فرهنگیانم فقط هوش و دینی دهم مونده امسال از ترس اینکه مثل پارسال منو معطل نکنن حوزه امتح

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

چنین می گذرد که...♡گردن زنی نبینید سروتهش در مورد یه عزای باکلاسه که از عروسی ابتدا میشه و چرررتتتتت خجالت نکش یا جدایی قنبر از صنم ببینید شاد میشید باحالهبامداد خمار قسمت شش ندیدم بعد کنکور گذاشتم ببینم اگر دیدید بگین چیشد ارزش داره ببینم؟عرضهنده هم خوبه هم نه تهش خوب تموم نمیشه یکم دلگیری داره نکات اخلاقیش اینه که تو هر شرایطی باید باهم بود و زنگ‌در بدون پرسیدن کیه نزد!میخوام بعد کنکور علی البدل ببینم

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

چنین می گذرد که...♡ببین کنکور ۴۰۵ ماهایی که داریم میایم کنکور بدیم درس خوندنمون تو شرایط نرمالی نبوده پس با اعصاب ما بازی نکن و قیافه درنیار عزیزمممم بذار ما اینکه لکه دانش آموزی رو بکنیم جاش دانشجویی بچسبونیم جای ما دارن اذان میدن.برای همه کنکوریا دعا میکنم امسال ازین مصیب خانمان سوز راحت بشن و بهترین رشته ها قبول بشنروز آینده میریم شهرستان پس روز آیندهشم من میرم حوزهالتماس دعای کثیر دارم

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

چنین می گذرد که...♡راستش کنکور اونقدرا که براش ذوق داشتم خوشحال انگیز نبود برام حالت امتحان نهایی هارو داشت با این تفاوت که من در پوست خود نمیگنجیدم یدونه ریاضی زدم غلطه همونم، من از اولش نمی‌خواستم وارد بازی کثیف ریاضی بشم امااااننن از نفس اماره و وسوسه های شیطانیازین تگزاس برسم مشهد خواهید دید که چه خواهد شد!ثبت نام در جهاد دانشگاهی برای ادامه آموزش زبان اجنبی و کلاس خیاطی. توانایی داره مامانمم بیاد خیلی پایه‌س الان بهش میگم من تبریز قبول بشم میای باهام میگه آره بعدشم میری بعد یه مدت مهمان می

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

چنین می گذرد که...♡باسلام خدمت خورشید خانم. اسم خورشید رو وی به یک کودک در یک مکان گفته بود.پارسال دانش آموز و امسال دانشجوی رشته پر فیض ادبیات البته این ارتقایِ تنها پیشرفت وی نبوده و خورشید اردبیلی دارنده مدال افتخار نیمچه شوهر میباشد.تربچه⬅️میم⬅️محمدهمین که خدا هوای شمسی خانم رو داشت جای شکر داره وگرنه الان شوهرش یه دوقوزتپه تک سلولی بود.چرا؟وی یک بار در وب خود معیارهای جذابیت را قید کرد و تصوری جز یک کارتن خواب برای ما خوانندگان پدید نیاورد. چشم خسته، قوز دار و...گاهی روحیه‌ای بر وی غلبه می

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

چنین می گذرد که...♡خزپارتی(دورهمی قوم مادری با قیافه های قجری تیپای رنگی) قابلمه پارتی هم بود.من پیتزا خالم ماکارونی اون خاله کیک و کلوچه دیگه میوه، اسلایس، هندوانه، پفیلا شیرینی همینا بود و در نهایت همیشه باید یک سروصدایی بلند شه نمیدونم این چه خصلت زشتیه که به بچه هاشون هنجار اجتماعی یاد نمیدن وقتی به خونه مردم می‌رسن انگار پارکه، باغ وحشه، شهربازیه.. چه فکری راجب خونه مردم میکننانقدر جیغ جیغ میکنن صدا به صدا نمیرسه در کل خوب بود هر از چند وقتی بگیرن خوبه برای رفع آرامش و اعصاب عالیهیلدا هم ا

برچسب: نویسنده: نوید پارسامنش تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 5:45

صفحه بندی